نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
از درون جامعه

از درون جامعه

یکشنبه، 16 اسفند، 1383

شخصی

يارو برداشته يه انباريه نيم متر در يک متر رو کرده آی اس پی. يه ديش هم گذاشته پشت بام. اين ملت خر هم گر گر کارت می خرن


 
سه‌شنبه، 11 اسفند، 1383

باده نوشيده شده پنهانی

اين خبر به خودی خود هيچ معنايی ندارد ولی وقتی فکر می کنی که چند وقت ديگه انتخاباتی در راه است و از طرف ديگر فشار جهانی در حال افزايشه با خود فکر می کنی که احتمالا دارن آدم و عاقل می شن ولو اينکه موقتا و تاکتيکی.


 
جمعه، 7 اسفند، 1383

آيا عقلانيت جديدي در راه است؟ ‏

ادعاي گزافي نيست اگر بگويم که تا چند سال قبل که سهل است تا همين قبل از حمله امريکا به عراق خيلي از مردم ايران بويژه جوانا نگاه مثبتي به فشار خارجي به ويژه امريکا داشتند. يادم مي آيد در زمان حمله امريکا به عراق روي يکي از ديوارهاي شهر يک جمله آيرونيک نوشته بودند که "آقاي بوش انتقام شهداي ما را از صدام بگير". خيلي معنا داشت و البته براي من که روزي با همان ها که قرار بود انتقامشان گرفته شود زندگي کرده بودم خيلي درد داشت. اين جمله در واقع تصويري از ميل جامعه ما به نيروي خارجي بود. در همان بحبوحه بود که دانشجويان احمق و ننر بيانيه بگذار وطن وطن شود را نوشته بودند که نوعي تقاضاي محترمانه از امريکا براي حمله بود. به نظرم موج ابتذال در سياست ايران از همان زمان ها آغاز شد، يعني درست زماني که اصلاح طلبان آخرين اميدها را هدر دادند و زمينه پراکندگي بوجود آمد. خلاصه من که اخبار جنگ عراق را از نزديک پيگيري مي کردم، هميشه يک گفتگوي دروني داشتم که آيا مردمي که هواخواه دخالت نظامي هستند آيا مي توانند بفهمند، ورود نظامي امريکا يا حتي يک حمله موضعي امريکا به ايران يعني چه؟ البته برايم روشن بود که اين امريکا دوستي نه از خود امريکا که از فشار جنتيسم بود. جدا" اگر براي جمهوري اسلامي روز سياهي متصور باشد، روز سرنگوني اش نيست بلکه همين روزهاست که جنتيسم حاکم است و مصباح مساوي با مطهري مي شود. بگذريم، واقعيت آن است که اين روزها احساس خوبي در من وجود دارد. نوعي عقلانيت جديد در حال شکل گيريست که اگرچه از وضع موجود به تنگ آمده ولي در حال واکنش در قبال دخالت بيگانه است.

انصافا" آيا ما ايراني ها لياقت آزادسازي خودمان را نداريم؟ آيا نمي توانيم خودمان براي خودمان شرايط زيستي مناسب ايجاد کنيم؟ آيا تقاضاي عاجزانه براي دخالت بيگانه يک تحقير تاريخي نيست؟ شايد در وضعيت خيالي پس از آزاد سازي ما توسط امريکا بيش از همه اين روشنفکران باشند که تحقير شوند، به نظرم به همين دليل است که موج جديد مخالفت با دخالت بيگانه از همين نقطه آغاز شده است.

البته الان ياد شوروي افتادم. پس از ماجراي پروستريکا و گلاسنوست خيلي از ارتدوکس هاي پير و پاتال در حال بازگرداندن شرايط به قبل بودند که ناگهان عزرائيل به کمک پروژه جديد آمد (البته نقدهاي جدي به اين پروژه دارم)، حالا اينجا هم به نظرم خيلي از کساني که بطور جدي مخالف تحولند خوشبختانه با عزرائيل قرار دارند، خيلي دير نيست!

 


 
سه‌شنبه، 4 اسفند، 1383

سياست خارجي امريکا

موضوع اصلي سياست خارجي امريکا در منطقه خاورميانه به نظر من بيش از اينکه ايران باشد بحث فلسطين است. گمان مي کنم اين مانور تبليغاتي اخير هم تا حدودي براي اين بود که ايران فعلا سماق بمکد و حواسش باشد که به مساله فلسطين نپردازد. فکر مي کنم امريکا خيز بلندي برداشته تا مساله فلسطين و اسرائيل را تا حدود زيادي حل کند و نوعي ثبات در آنجا ايجاد کند. روندي که اخيرا" آغاز شده با آزادي زندانيان فلسطيني دارد به خوبي پيش مي رود. الان حدود بيش از يک هفته است که فلسطيني ها و اسرائيلي ها يک توافق نيم بندي کرده اند ولي هيچ کس خلاف توافق عمل نکرده. قبلا" در اين قبيل مواقع همان شب توافق يک گروه فلسطيني يک عمليات انجام مي داد و يا سربازان اسرائيلي حمله اي مي کردند و فردا چيزي از توافق باقي نمي ماند. ولي تا کنون هيچ گروه فلسطيني يا اسرائيلي سعي نکرده تا بازي را به هم بزند. امروز هم تعدادي از زندانيان فلسطيني آزاد شدند البته خيلي از آنها داراي محکوميت هاي کوتاه مدت بوده اند ولي به هر حال يک اقدام مثبت است.

به گمان من روند جديدي که آغاز شده بيشتر به ثبات مي انجامد تا تفرقه. خيلي از کشورها مثل ايران از روي ناچاري مجبورند در صف فلسطين قرار بگيرند. يعني جمهوري اسلامي يک تابلويي دارد که نمي تواند به راحتي از آن صرف نظر کند. ماهيتا" وابسته به آن است. اگر مساله فلسطين و اسرائيل به خوبي پيش برود عملا جمهوري اسلامي يکي از تابلوهاي اجباري خودش را با محمل و بهانه قابل قبولي کنار خواهد گذاشت يا آنکه از هزينه اضافي روي آن پرهيز خواهد کرد.

لحن بوش در سخنراني امروزش بسيار متفاوت از لحن چند ماهه اخير بوده است. او اولا" تاکيد کرد که ايران با عراق فرق دارد و در ثاني گفت که هنوز در ابتداي اقدامات ديپلماتيمک هستيم. جديدي اين مساله از آن جهت است که عبور از اين حرف ها و رسيدن به مرحله جنگ حداقل يک سال زمان مي خواهد در حاليکه امريکايي ها تاکنون اگرچه برنامه جنگ را نفي مي کردند ولي نوعي ابهام ايجاد مي کردند که بلاخره نمي شد فهميد جنگ آره يا نه. يک نکته ديگر هم در سفر بوش مي شد فهميد که عبارت از اين بود که براي بوش داشتن و حفظ روابط گرم با اروپا بيش از گذشته حائز اهميت است. وقتي خبرنگاري از او درباره قبل از جنگ عراق سئوال کرد بوش گفت اکنون موقع حمايت ملموس (تنجبل) است و خلاصه گذشته ها گذشته.

خلاصه ظاهرا" برنامه هاي جديدي براي دولت امريکا اولويت دارد که به نظر مي رسد اين برنامه ها يا مانع جنگند يا آنکه خصلت تاخيري دارند.

 


 
شنبه، 1 اسفند، 1383

کارناواليسم و عاشورا

تقريبا همه فرهنگ ها و کشورها نوعي رفتار جمعي کارناوالي دارند. عاشورا هم در کشور ما يک رفتار جمعي کارناوليه که آدما طي چند روز محرم از زندگي عادي خارج مي شن و وارد يک زندگي فرا عادي تقريبا انسان دوستانه مي شن. در اين زندگي فرا عادي،‌ جرم و جنايت کم مي شه، محبت به ديگران افزايش پيدا مي کنه، يک نوع سوسياليسم مقطعي بوجود مياد، و خلاصه نظم متعارف جامعه به هم مي خوره و يک نظم از پايين بوجود مياد. نظمي که محصول توليد شخصي افراد است نه نهادهاي رسمي. اينها همه ويژگي کارناوال است. يعني جرياني که آدم ها را در جريان توليد جامعه دخالت مي ده. مثلا تا 10 يا 20 سال پيش که زن ها خيلي قادر به حضور آزاد اجتماعي نبودند، در اين روزها خيلي راحت و بدون منع ديگري وارد تعزيه، هيات و ... مي شدند.

اما يک سئوال وجود داره که چرا کارناواليسم ما همراه با حزن و گريه است؟

پاسخ هاي زيادي مي شه به اين سئوال داد ولي در آخر مي شه گفت که به نظر من خيلي فرقي در حزن و شادي در کارناوال نيست. در يک جريان تاريخي اين کارناوال خودش را منطبق بر زندگي کرده و اتفاقا خيلي هم جالبه که به رغم ظاهر حزن انگيزش، در خيلي از جاها ماهيت رمانتيک يافته. اوج اين ماهيت در شب شام غريبانه که آخر صف مردان و اول صف زنان جاي دختران و پسران جوانه.

يکي از دلايلي که دين در جامعه ايران حضور داره و به نظرم همه آدم ها با هر انديشه و باوري که دارند نهايتا ته نشست هاي ديني در ذهن آنها اثر گذاره، همين پيوند مظاهر و مناسک ديني با ابعاد عرفي زندگيه.

 


 
چهارشنبه، 28 بهمن، 1383

جان

جان انسان کيلو چند است؟ در مسجد در شهر در خيابان و در خانه انسان ها جان می دهند.


 
دوشنبه، 26 بهمن، 1383

همينجوری

هيچ سمپاتی خاصی ندارم ولی دقت کرديد سايت گويا چه زود آدرس مهاجرانی رو از صفحه اولش برداشته؟ نکنه اونا دنبال اسکندرند؟ 

معمولا آدرس ها يه مدت طولانی اونجا می مونن. ولی ظاهرا نمی شه کنار سايت رفراندوم مطلب ضدش جا بگيره


 
دوشنبه، 26 بهمن، 1383

فلسطين

انگار اين دور و برا خبريه. صلح موقت فلسطينی ها و اسرائيلی ها که حماس هم اونو پذيرفته. اگه اين وعده ها متحقق بشه به نظرم اوضاع منطقه کاملا تغيير می کنه. شايد اوضاع بهتر بشه. چند وقت پيش مصاحبه با مردم عادی فلسطين با بی بی سی رو نگاه می کردم اکثرشون می گفتند که ما هم مثل همه مردم جهان امنيت می خواهيم. به نظرم همه مقاومت فلسطينی ها از آنجا ناشی می شه که اونا کاملا تحت فشارند و حداقل زندگی يک انسان امروزی رو ندارن. آنها نه  انقدر راديکالند که فکر کنيم تا آخر می ايستند و نه انقدر احمق که واقعيت رو فدای آرمان کنند. اتفاقا به نظرم فلسطينی ها خيلی هم عملگرا و واقع بين هستند. اهل انتقام و حفظ بيضه اسلام هم نيستند بلکه اگه اين شارون احمق و کلا صهيونيست ها از راديکاليسم احمقانشون دست بردارند و انقدر عقده های چند قرنه که اذيتشون می کنه را سر فلسطينی ها خالی نکنند اوضاع فلسطين بعد دهه ها آرام می شود.


 
شنبه، 24 بهمن، 1383

لينکيدن

آقای مهاجرانی چند روزيست بحث خوبی را آغاز کرده که البته خيلی کم قوت است. آدم انتظارش از او بيشتر است. سئوالاتی مطرح کرده است و می خواهد به مرور پاسخ دهد. اينکه چه شد ما در طول تاريخ بيگانه پرست شديم. بحث او برای من حاوی از نوعی موتاسيون است. دارد خودش را جور ديگری تعريف می کند خارج از قدرت و خارج از دستگاه فکری اسلامی موجود. بعيد می دانم پاسخی برای اين سئوالات پيدا شود و يا اگر پيدا شد تاثيری داشته باشد ولی اين مباحث انقدر مهم است که به نظر من هر چه تکرار کنيم و با خودمان همراه داشته باشيم می تواند در بلند مدت نتيجه بخش باشد. يعنی مساله را حداقل فراموش نکنيم. همين


 
جمعه، 23 بهمن، 1383

لينکيدن

آخرين سامورايي؛ خاتمي

به نظرم صحبت هاي امروز خاتمي خيلي معنا داشت. او در واقع آخرين سامورايي کشور ماست. تنها کسي است که واقعا" اگه جنگ بشه بقول بچه ها پايه است. تهديد امروز خاتمي به هر دو طرف بود. يعني هم به داخلي ها و هم خارجي ها.

 


 
پنجشنبه، 22 بهمن، 1383

چون حسن عاقبت نه به رندي و زاهديست
آن  بـه  که  کار  خود  به  عنايت  رها  کنـند

آن  بـه  که  کار  خود  به  عنايت  رها  کنـند

آن  بـه  که  کار  خود  به  عنايت  رها  کنـند

آن  بـه  که  کار  خود  به  عنايت  رها  کنـند

آن  بـه  که  کار  خود  به  عنايت  رها  کنـند

آن  بـه  که  کار  خود  به  عنايت  رها  کنـند

آن  بـه  که  کار  خود  به  عنايت  رها  کنـند

آن  بـه  که  کار  خود  به  عنايت  رها  کنـند


 
چهارشنبه، 21 بهمن، 1383

جنگ و انتخابات

قبل از حمله امريکا به عراق يک باور غلط درباره تاثير گذار بودن حمله امريکا به عراق براي ايران وجود داشت که خيلي از اصلاح طلبان فکر مي کردند که اين حمله باعث مي شود راست وحشي در مسائل داخلي عقب نشيني کند. شايد بشه گفته که يه جورايي هوادار حمله هم بودند. جنگ شد و چنين نشد. از همان اول معلوم بود که اين برآورد غلط است و به نوعي وادادگي در برابر رقيب داخلي است. آنها فکر مي کردند که اگر امريکا به عراق حمله کند به سايد افکت اين مساله توجه ندارد و در واقع خيلي به تاثيرات جانبي آن اهميت نمي دهد پس ما مي توانيم از آن استفاده کنيم و باقي قضايا (يعني با چيز مردم، چيز کردن).

الان هم شرايط جديدي در حال شکل گيريست و دو گروه درصددند از فضاي حمله امريکا به ايران استفاده کنند و خلاصه پروسه کرزاي سازي را به نفع خود تمام کنند. به نظرم سازگارا از مدت ها قبل بوي اين کباب را استنشاق کرده و خيز برداشته تا خلاصه کرازي ملي ما شود. شايد تصور يک انقلاب نارنجي در ايرانِ دو سه سال بعد براي او و دوستانش خيلي جالب باشد. شنيده ام که پروسه اي کليد خورده که بي بي سي در آن نقش اصلي دارد. اما بحث من سازگارا نيست. فکر نمي کنم جامعه ما به آن درجه از ابتذال رسيده باشد که به سازگارا اقبال نشان دهد.

اما صورت ديگري دارد اين قضيه کرزاي سازي ايراني که هم کرزاي متفاوتي دارد و هم روش کرزاي سازي آن متفاوت است. قبلا گفته ام که درباره "موج خبري" جنگ مشکوکم. جنگ البته آغاز شده و حتي به نظر من محتمل است که در تابستان سال بعد پول نفت به کشور نيايد چراکه خارک و....

منظور من از موج خبري، اين سر و صدايست که اخيرا" شروع شده و به نوعي شرايط را به التهاب مي کشاند. من گمان مي کنم اين موج در ارتباط با مسائل داخلي ما و انتخابات است. فکر مي کنم کساني نفعي در تشديد اين موج خبري دارند. گمان مي کنم حتي پول هم خرج مي کنند. صريح و خلاصه، هاشمي اگر شرايط بحراني نباشد چگونه مي تواند نامزد بازي خود را توجيه کند؟ از طرف ديگر اگر نامزد بازي نکند فکر نمي کنم ديگر فرصتي براي بازسازي چهره تخريب شده خودش داشته باشد. او ظاهرا از مرز 70 سالگي گذشته. او مي خواهد بيايد، مي خواهد البته مثبت و موثر هم باشد (بحث حفظ انقلاب و اين حرفا هم به تخمش نيست)، ولي نمي خواهد وقتي آمد با چهار تا آبادگر منگول طرف باشد. مي خواهد آب را از همان سرچشمه کج کند.

به نظر من اين بحث جنگ و موج خبري مي تواند به کمک گروه نفس بريده اصلاح طلبان بيايد. اگر اين اصلاح طلبان از خريت و منگول بازي دست بردارند و يه خورده تابو شکني کنند و خيال پردازي را کنار بگذارند به نظرم مي توانند موفق شوند. بعضي از اينها هنوز گمان مي کنند که اگر امريکا بيايد جا براي آنها هم هست. من قول مي دهم امريکا اگر مجسمه ما را پايين بکشد، ولي امر مسلمين را تحمل خواهد کرد ولي خيلي از اصلاح طلبان را نه. قول مي دهم حوزه علميه قم به همين شکل با آدم هايش باقي مي ماند ولي خيلي از جاهاي مدرن دست کاري مي شود.

 


 
سه‌شنبه، 20 بهمن، 1383

برف و بسيج سياسی

برف سنگين باعث شده به همراه اخوان و نسوان و ابناء و ازواج خودي و ناخودي به خيابان بريزيم. تقريبا چندين سال بود که در تهران چنين برفي نيامده بود. در طول برف پيمايي اغلب اوقات به اين مساله فکر مي کردم که چگونه برف مي تواند اين همه مردم را بصورت خود انگيخته بسيج کند ولي اين سياسيون و اجتماعيون عرضه و توان چنين کاري را ندارند؟

يه جورايي پاسخ آنارشيستي دادم به سئوالم. برف و فوتبال و اين جور قضايا نظم هنجاري را به هم مي زنند و به نظرم علت بسيج کنندگي آنها در نظم شکني و هنجار گريزي است. يه جايي نوشته ام که خلاصه نظام اجتماعي هنجار ساز ديگر قادر به حفظ خود نيست. به نظرم مشکل اصلاحات هم اين بود که نتوانست خود را از وضعيت هنجاري خلاص کند و دائما" بطور متناقض مي خواست که نماينده ميل ضد هنجاري باشد ولي خودش را تابع هنجارهاي موجود مي دانست.

مثال؛ مهاجراني رو به عشق آورد. حق دارد و به نظرم احمقانه است که کمترين ايرادي به او بگيريم (حتي از منظر فمنيستي) ولي اين آدم صاحب نفوذ چقدر تلاش کرد تا عوام الناس هم قدرت معاشقه بي دغدغه داشته باشند؟ انقدر که اطلاع دارم خيلي از دوم خردادي ها چنين اند. يعني شانه اي براي آسايش دارند. ولي بابا اين همه جوان که به شما راي دادند خر تشريف نداشتند که، داشتند؟

اين البته يک مثاله خيلي روزمره س. مثال هاي کلان هم دارم که دوست دارم در نوشته رسمي تري بنويسم. خلاصه از برف ياد بگيريم. در عين اينکه نظم هنجاري جامعه را به هم مي زند، نه مشکلي مي سازد و نه ناراحتي ايجاد مي کند. يعني در بي نظمي اي که دارد نظمي ايجاد مي کند و فضاي زندگي بوجود مي آورد.

فعلا انگشتام يخ زده بيشتر نمي تونم مستفيض کنم. J

 


 
یکشنبه، 18 بهمن، 1383

لينکيدن

قرار است از استاد بنام جامعه شناسی ايران تجليل شود. آقای غلامعباس توسلی استاد خيلی از اساتيد و دانشجويان جامعه شناسی بوده و در حال حاضر انقدر که می دونم حال و روز خوشی ندارد. البته من وقتی کلاس نظريه ها رو با ايشون گذروندم ديگه ترجيح دادم که کلاسی با ايشون نگيرم چون انقدر کلاس شلوغ می شد که عملا کلاس را بی خاصيت می کرد. حتی حاضر نشدم با ابشون پاپاين نامه بگيرم چون انقدر سر ايشون شلوغ بود که به سختی می شد از ايشون مشاوره گرفت. ولی به نظر من او حداقل در ميان جامعه شناسان ايرانی الگوست. چون هم به نظريه توجه داره و هم به کنش. در حاليکه خيلی از اساتيد ديگه عملا فقط معلمند و فرقی نمی کرد که آنها معلم شيمی باشند يا تاريخ فقط معلمند.

نسل اول و دوم جامعه شناسی با بازنشستگی توسلی عملا از عرصه کنار می روند و نسل سوم و چهارم ميداندار می شوند. در نسل سوم افرادی معدودی وجود دارند که به نظر من می توانند جامعه شناسی ايران متحول کنند. البته بايد نشست و ديد! 


 
یکشنبه، 18 بهمن، 1383

 از نوشته اين خانم و اين خانم خيلی خوشم اومد. راستش تهمينه ميلانی آدم بی سوادی است که از فضای جامعه استفاده می کند و يه سری مزخرفات را به اسم فمنيسيم و طرفداری از حقوق زنان به خورد جامعه می دهد. يه عده احمق هم بدون تامل و فکر اين حرفا را قبول می کنند و گمان می کنند که اين خانم يک آدم روشنفکر و راهگشاست. غافل از اينکه او خيلی وقت ها از بدفهمی و ناتوانی در درک مسائل زنان بجای فمنيسيم رو به آنتی منيسيم می آورد. نکته جالب اين است که برخی از افراد ساده لوح هم فکر می کنند اين موضع او از راديکاليسم است. به هر حال گمان می کنم اين دو نقدی که اين دو خانم نوشته اند  قابل تامل اند.


 
جمعه، 16 بهمن، 1383

لينکيدن

جدا اين بابا چی فکر کرده؟ اصلا فکر می کنه؟

وضعيت طوری شده که همه می خوان يه شبه به همه جا برسن. قسم می خورم که مجموعا ده هزار نفر اسم اين بابا رو نشيندين 


 
جمعه، 16 بهمن، 1383

Dear president George. W. Bush

When I heard that your team was going to attack on Iran, a question didn’t let me go. I don’t know do you know where and how is Iran and Tehran or not, but I think your collogues must be gathered some intelligences about the country. Our major cities are crowded. One of the most important difficulties is terrific jam in Tehran. People who drive to their destination usually are in blocked roads. They are usually in hurry and of course annoyed. In those roads they can’t stand any one. Finally they do not subject to the rules.

Now the question is how your convoy can enter the city in which there is no place to a small car.

Dear president!

Our cities are abnormal good enough; please you yourself do not increase our problems. We use some of products of your country, like KENT (thank you for Silver 4); keep for yourself the bloody democracy please.

 جون اين بوس ها قسمت می دم آقای بوش!


 
پنجشنبه، 15 بهمن، 1383

لينکيدن

 
چهارشنبه، 14 بهمن، 1383

ما ضد جنگيم ولی ...

جنگ بد است جنگ بد است جنگ بد است جنگ بد است ولی هواسمان باشد که نکند عده ای از هياهوی ما برای مقابله با جنگ به نفع خودشان استفاده کنند. يعنی کسی اين وسط پيدا نشود بگويد خب وضعيت جنگی است و خطر حمله امريکا واقعی است پس من می توانم جلوی آن را بگيرم. به همين خاطره که فکر می کنم اگر قرار است جنبش ضد جنگ به راه بياندازيم بايد خاصيتی ريزوماتيک داشته باشد. يعنی دقيقا با مساله اصلاحات در داخل پيوند بخورد. می ترسم همه اين تلاش ها و کنش ها در آخر مصادره شود و عده ای از اين شور ضد جنگ بهره های شخصی ببرند. نمی خواهم خيلی آشکار به اين مساله بپردازم ولی مبارزه با جنگ بايد خاصيتی دو گانه داشته باشد: مبارزه با تهديد بيگانه و تحديد خودی. والا عملا در جهتی حرکت خواهيم کرد که جنگ طلبان داخلی می خواهند.


 
دوشنبه، 12 بهمن، 1383

جنگ؟

بايد در جنگ و اخبار اون يه خورده هم البته شک کرد. يعنی عليرغم اينکه اخبار جنگ جديه ولی يه جورايی مشکوک هم هست. يعنی درسته که امريکا برای ايران برنامه داره ولی آيا اين برنامه دو طرفه نيست؟ فعلا هنوز به جمعبندی نرسيدم ولی دارم به اين فکر می کنم که نکنه باز بازی بخوريم؟


 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

NO WAR



  RSS 2.0